من خودم بودم و یك حس غریب كه به صد عشق و هوس مِِی ارزد . . .
شاید پنج سالش بیشتر نبود که حس کرد خیلی تنها هست . . . خیلی
هفت سالش شد که احساس کرد دور و اطرافش یکی دو سه نفری هستند که خودش نمی دونه چه کسانی هستند یا حتی نمی دونست اسمشون چی هست فقط می شنوید که معلمش هر دفعه میگه : دوستای بغل دستیتون حاضر هستند ؟! . . .
گذشت . . .
حالا ۱۰ سالش شده . . . الان نسبت به اون موقع یه کم بهتره . .. خیلی مغرور شده و آرزوش اینه که تابستون بیاد و با همون هایی که تا ۳ سال پیش دوست صداشون میکرد و الان به اسم کوچک صداشون میکنه فوتبال بازی کنه و با هم برن مسجد نماز بخونند و گاهی هم برن بازار اذیت کنند . . . اما تابستون هم تموم میشد و . . .
۱۴ یا ۱۵ سالش که شد احساس کرد که همون های که (دوست )صداشون میکنه چندتا اسم دیگه هم دارند . . .
مرور کرد : دوست -رفیق - شریک - نامرد - خیانت کار - مکار - خود خواه . . . !!!!
و اما باز هم گذشت . . .
فکر می کنم نزدیک به ۱۷یا ۱۸ سالش بود که احساس میکرد خیلی تنها شده . . .
واسه خودش همیشه که مرور میکرد . به خودش می گفت : مگه توی کتاب ها ننوشتن که انسان موجودیست کاملا اجتماعی ؟!!!
و چند لحظه تو فکر فرو می رفت . توی ذهنش یه چیزی بود که ناخودآگاه اول همه ی جمله های بد بختی هاش که میخواست به زبون بیاره میگفت : ای خدا . ..
خدا . . .
همون سن و سال ها بود که با امام حسین (ع) و اهل بیت خیلی خیلی انس گرفته بود هیئت میرفت نماز میخوند . ندبه - کمیل - زیارت عاشورا - عرفه - توسل - احیا . . .
اون حالا خیلی دغدغه های دیگه هم داشت که شاید فراموش میکرد که چقدر تنها هست . . .
نزدیک به ۲ ماه بخاطر قولش به یکی که خیلی دوستش داشت واسه کنکور بکوب درس خوند...
کنکور قبول شد . . .
هیچ کس فکرش رو هم نمی کرد . . . اصلا خودش هم فکرش رو نمی کرد که قبول بشه . . .
اما درون خودش این موفقیت رو مدیون کسانی بود که فقط و فقط خودش می دونست و بس . . .
توی این مدت دانشگاه و درس و کلاس و سختی و هجرت به غربت و گرانی اجناس و نمره و دوری از خانواده ... فقط و فقط درد هزار و یکمی بود که خیلی آزارش می داد . اسمش رو گذاشته بود :(درد عشق)...
به هیچ چیز فکر نمی کرد فقط واسه عشقش درس می خوند ... میخوند می خوند و هی می خوند تا یه روزی بتونه جلو خانواده ی دختر بگه که من مدرک تحصیلی دارم و کاری اداری و حقوق ثابت. . .
تا توانایی این رو داشته باشه که ادعاء کنه لیاقت عشق دختر شون رو داره . . .
آخه خودش شرط کرده بود که مامانم اینا من رو فقط به کسی میدن که کار و حقوق ثابت داشته باشه .
دختر به پسر همیشه این رو گوش زد میکرد که ((خدا خیلی تو رو دوست داره ! ای کاش منم مثل تو بودم ... )) اما پسر هیچ وقت این رو نفهمید که دختر چی میگه . . . همیشه پسر به خودش می گفت عشقم نمی دونه که چقدر فرشته هست که من عاشقشم حتما خودش رو دست کم گرفته و بعد یه لبخند ساده روی لبش نقش می بست و یک روز ساده با تموم کم و زیادش تمام میشد می رفت . . .
یک سال سپری شد که پسر عاشقانه درس میخوند تا اینکه یک روز حس کرد دردش شدید شده و کارش بخاطر یه سوء تفاهم ساده به جاهای خیلی باریک کشیده و نهایتا دنیا روی سرش خراب شد . . .
آره ... واسه همیشه فراموشش کردند ... فراموش شد. اون یک برده بود که فروخته شد. . .
الان خیلی خیلی خیلی تنها شده . . . حالا می فهمه که واسه چی همیشه دختر بهش می گفت خدا خیلی دوستش داره ... واقعا خدا خیلی دوستم داره ... هیچ کس نعمت تنهایی رو نداره اما من دارم
((من)) شاید یکی باشه مثل من با وسعت غمهای نهفته در دلش ...

-------------------------------------------------------------------------------
سلام رفقا
حرفی ندارم داره گریم در میاد . . . (( نظر یادتون نره))
مادر . . .
تنها واژه ای که شاید هزاران بار صدا کردم . . .
شاید این اولین کلمه ای بود که تو زندگیم یاد گرفتم . . .
یا شاید این آخرین واژه ای باشه که روی لبم هست و از دنیا میرم .
مادر، هیچ وقت یادم نمی رود که چقدر برایم زحمت کشیدی و خون دل خوردی .من بعد از خدا فقط تو و پدر رو دارم .
( روزت مبارک مامان گلم ) ![]()
سلام![]()
احوالات شریف ؟
خوب هستید ؟
اول از هر چیز ولادت با سعادت حضرت زهرا (س) را به همه تبریک میگم .
من بازم اومدم . از امروز دیگه یه کم دست و بالم باز تر هست و بیشتر واستون آپ میکنم . آخ جون . . .![]()
راستیتش گفتم این پست به عشق مامان جونم باشه !
رفقا درد و دلم زیاد هست از کودکی از درس خواندنم از ... از از . . .
ولی خب عادت نداشتم واسه کسی درد و دل کنم ولی درد و دل همه رو گوش می دم .
دوستون دارم . ![]()
((( راستی از قول من به ماماناتون تبریک بگید که همچین گوگوری مگوری داره
))) ![]()
- چی ؟!!
همین که میگن : گیتی - کیهان- جهان- استوا-نصف النهار مبدا - من- تو- در به دری - کنکور - غصه فردا -غم عشق - خدا - رمضان - دعا - محرم-شب احیا -شب یلدا - ذهن من - ذهن تو - شادی - غم - راه دور - رسیدن- نرسیدن - مرد - نامرد - گرمی - سردی -حیوان -انسان . . .
- منم مثل تو . . . چه می دونم والا . . .!!!
چرا ؟!!!!
چرا؟!! . . .
راستی ۱ ساله داره میگذره . . .
عزیزم صد هزار ساله که داره میگذره . . .
نه ! واسه من یک ساله !
تا بوده همین بوده . . .
گفتند خدا ۱ امتحان داره . . .
- جدی میگی ؟!
آره . .. !
ولی چی میشه که همه به جای ۱ امتحان ۱۰۰ تا یا شایدم تنبل تر ها ۱۰۰۰ تا امتحان میدند . . .
راستی موعد دادن نمرات چه زمانی هست . . .
سر گروه کجاست . . . ؟! کی نمرات رو تقسیم میکنه بین ما . . .
راستی چی میشه که ما همه مردود می شیم از امتحان استاد کریم . . .
چرا هیچ کس هیچ چیزی نمی نویسه . . . ؟!!
چرا تقلب میکنید ؟!!
کی باید بهتون برسونه . . .
آخرش خدا ناراحت میشه صفر میگیریم دوباره . . . نه ؟!!!!!
ما که به مردود شدن و امتحان چند باره عادت داریم .. .
این دفعه رو خودم مینویسم . . . من از همه ی شما بیشتر خوندم . . . حالا می بینید . . . به همه ثابت می کنم . . .
خودم خودم خودم . . .
بسه دیگه !! خفه شو میکسر

----------------------------------------------------------------------------------------------
سلام رفقا
خوبید ؟!
شاید پست بالا رو که بخونید بگید این حمید کم داره . . . یا شایدم بگید تب داره . . .
نمیدونم ولی حرف دل حرف دل هستش . . . کاریشم نمیشه کرد . میشه ؟!
اوضاع و احوال خوبی ندارم . باشه بعد . . .
از همه کسانی که من رو فراموش نکردند کمال تشکر .
دوستتون دارم .
بزن بر سر و سینه . . .
ماه ماتم آمد . . .

-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
سلام رفقا
چون نیستم که دقیقا سر موعد مقرر به همه ماه ماتم حسینی رو تسلیت بگم . لذا زود تر این کار رو انجام دادم . چون خودم می دونم که نمی رسم بیام نت آپ کنم .
بچه ها . . .
تو رو خدا من رو تو هیئت فراموش نکنید . مخصوصا اون آخر کار که واسه شفای آدم ها دعا می کنند .
البته من مریض نیستم . ولی خوب از لحاظ روحی همه ی ما مریض هستیم و نیاز به درمان داریم تا روح ما خدایی پاک بشه . . .
این محرم من باهمه محرم های عمرم فرق داره . . .
می دونم هوای من رو دارید ولی یکم بیشتر داشته باشید . به خدا می سپارمتون . . .
راستی این پشت زمینه ی کامپیوتر هم مخصوص محرم هست . دوست داشتید دریافتش کنید من که دوستش دارم . . .


